دسته بندی نشده

اشکال مخالفان حجاب و پاسخ استاد مطهری

اشکال: مخالفان حجاب می‌گویند مجبور ساختن زن به این‌که حجاب داشته باشد بی‌اعتنایی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی اوست و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن.

پاسخ: حجاب در اسلام یک وظیفه‌ای است که بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود.

اگر رعایت پاره‌ای مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را برهم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند، چنین مطلبی را منافی حیثیت انسانی و اصل «آزادی» فرد نمی‌توان دانست. برعکس، پوشیده بودن زن در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است موجب کرامت و احترام بیشتر اوست، زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می‌دارد. شرافت زن اقتضا می‌کند که هنگامی که از خانه بیرون می‌رود متین و سنگین و باوقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچ‌گونه عمدی که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد.

مسئله حجاب، ص 92 و 93

پاسخ استاد مطهری به یک پرسش: رابطه آزادی معنوی و آزادی اجتماعی چیست؟

آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی میسر و عملی نیست، یعنی ممکن نیست انسان اسیر شهوت و خشم و حرص و آز خودش باشد و در عین حال آزادی دیگران را محترم بشمارد. بشر باید در ناحیه روح خودش از اسارت تمایلات نفسانی آزاد بشود تا بتواند به دیگران آزادی بدهد. حتی اگر در جامعه‌ای ظاهراً آزادی‌های اجتماعی وجود داشته باشد ولی زمینه‌های اصلاح و تهذیب نفس و مبارزه با امیال نفسانی مهیا و فراهم نگردد، این آزادی‌های اجتماعی نیز رفته‌رفته کمرنگ و بی‌رونق خواهد شد و در حد شعار و تظاهر به آزادی‌ تنزل خواهد کرد.

برای توضیح بیشتر به کتاب «آزادی معنوی»، ص 17-22 مراجعه نمایید.

پاسخ استاد مطهری به یک پرسش: رفتار علی علیه‌السلام در دوره خلافت با مخالفان خود چگونه بود؟

علی علیه‌السلام در کمال انصاف و عدالت با مخالفان خود رفتار نمود. یکی از مخالفان سرسخت ایشان خوارج بودند که با آن‌ها در منتهی درجه آزادی و دموکراسی برخورد نمود، به طوری که سهمیه آنان را از بیت المال قطع نکرد و تا وقتی که دست به شمشیر نبردند و به مبارزه مسلحانه بر ضد حکومت اسلامی قیام نکردند، هیچ مانعی در مسیر آزادی بیان و اظهار مواضع آن‌ها قرار نداشت و آزادانه به تبلیغات سوء خود دست می‌زدند.

برای توضیح بیشتر به کتاب «جاذبه و دافعه علی(ع)»، ص 123-125 مراجعه نمایید.

پاسخ استاد مطهری به یک پرسش: تعریف انسان کامل چیست؟

انسان کامل انسانی است که استعدادها و ارزش‌های انسانی در او به طور هماهنگ و متوازن رشد کرده باشد؛ یعنی انسان آن وقت کامل است که فقط به سوی یک استعداد گرایش پیدا نکند و استعدادهای دیگرش را مهمل و معطل نگذارد و همه را در یک وضع متعادل و متوازن، همراه هم رشد دهد. قرآن از چنین انسانی تعبیر به «امام» می‌کند. ارزش‌هایی مانند عبادت، خدمت به خلق، آزادی، عشق و… گاه در وجود انسان‌هایی به صورت منفرد و به شکل افراطی ظهور می‌کند؛ یعنی مثلاً ممکن است کسی برای خدمت به خلق اهمیت زیادی قائل باشد اما به عبادت چندان اهمیتی ندهد و بالعکس. این‌گونه بودن به معنی رشد ناهماهنگ و نامتوازن ارزش‌هاست، در حالی که انسان کامل ـ یا به تعبیر قرآن «امام» ـ تمام این ارزش‌ها را در حد اعلی به طور هماهنگ در وجود خود تحقق بخشیده است.

برای توضیح بیشتر به کتاب «انسان کامل» ص 31-51 مراجعه نمایید.

شخصیت حافظ از نظر استاد مطهری چگونه بیان شده است؟

حافظ گلی از بوستان معارف اسلامی است. او یک عارف مسلمان و تربیت‌یافته مکتب قرآن است. برای شناخت شخصیت حافظ باید جهان‌بینی عرفان اسلامی را شناخت، که بخش مهمی از آن را «انسان‌شناسی عرفانی» تشکیل می‌دهد. انسان در بینش عرفانی، مظهر تامّ و تمام خدا و مظهر جمیع اسماء و صفات الهی است. حافظ از انسان به «جام جم» تعبیر می‌کند، به این معنا که اگر انسان به درون خودش نفوذ کند تمام عالم را شهود می‌کند، چون دروازه باطن انسان به روی حق باز می‌شود و حق را که انسان ببیند همه چیز را می‌بیند.

برای توضیح بیشتر به کتاب «عرفان حافظ»، ص 9-64 مراجعه نمایید.

پاسخ استاد مطهری به یک پرسش: فرق تفکر و عقیده چیست؟

تفکر یکی از استعدادهای انسانی است که باید آزاد باشد تا بتواند شکوفا شود و موجب رشد و تکامل انسان گردد. اما عقیده ناشی از علت یا علل روانی، اجتماعی، خانوادگی و… است و ریشه در وجدان و باطن آدمی ندارد. بسیاری از عقاید بشر ناشی از یک سلسله عادتها، تقلیدها و تعصبهاست و نه اندیشه و تفکر آزاد، و در حکم زنجیرهایی هستند که به دست و پای بشر بسته شده‌اند. وظیفه متفکران و مصلحان این است که با عادات و سنتهای غلط موروثی که در ذهن و ضمیر انسانها رسوب کرده و جلوی رشد و تکامل آنها را گرفته، به روش منطقی و سنجیده مبارزه کنند و راه را برای تفکر صحیح و تکامل بخش باز کنند.

برای توضیح بیشتر به کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران»، ص 38-41 مراجعه نمایید.

پاسخ استاد مطهری به یک پرسش: فلسفه حجاب و پوشش اسلامی چیست؟

فلسفه حجاب در اسلام، مصونیت بخشیدن به محیط اجتماع از آسیب تحریکات جنسی و تأمین آرامش روانی جامعه است، ضمن اینکه کرامت انسانی زن نیز از این راه تضمین خواهد شد و از تعرض انسان‌های هوس‌ران مصون خواهد بود. البته اسلام با پرده‌نشینی زن و عدم فعالیت و مشارکت زنان در امور اجتماعی موافق نیست و رعایت پوشش اسلامی را نیز در تعارض با این فعالیت‌ها نمی‌داند،‌بلکه برعکس معتقد است که هرچه محیط اجتماع از جاذبه‌های جنسی دورتر باشد آرامش بیشتری بر جامعه حاکم خواهد شد و بنابراین زمینه برای کار و تلاش جمعی فراهم‌تر خواهد گردید.

برای توضیح بیشتر به کتاب «مسئله حجاب»، ص 71-87 مراجعه نمایید.

پاسخ استاد مطهری به یک پرسش: آیا در سیره پیامبر اسلام برای رسیدن به هدف می‌توان از هر وسیله‌ای استفاده کرد؟

خیر، برای رسیدن به هدف مشروع باید از وسیله مشروع استفاده کرد نه از هر وسیله‌ای. مثلاً برای تبلیغ دین نمی‌توان از دروغ و از بهتان و جعل حدیث استفاده کرد، کاری که در طول تاریخ اسلام توسط دوستان نادان انجام شده است. مثلاً شخصی برای اینکه مردم را هدایت کند، در حالی که غرض شخصی هم ندارد، از سر جهل و ناآگاهی می‌آید حدیثی از پیغمبر یا امام جعل می‌کند که فی‌المثل اگر فلان سوره قرآن را چهل بار بخوانید فلان اثر را دارد. پیامبر اکرم(ص) و امامان ما به شدت با این نوع تبلیغ دین مخالفت می‌کردند و خود نیز هیچ‌گاه از جهل مردم برای پیشبرد اهداف اسلامی بهره‌برداری نمی‌کردند. 

برای توضیح بیشتر، به کتاب «سیری در سیره نبوی»، ص 105-129 مراجعه نمایید.

وحدت اسلامی، شرایط و لوازم آن

قرآن کریم، پیامبر اسلام حضرت ختمی مرتبت(ص) را سرمشق و اسوه حسنه دانسته است برای کسانی که به خدا و روز واپسین امید دارند و خداوند را بسیار یاد می‌کنند[1]. بدیهی است که اسوه بودن رسول گرامی اسلام، هم در بعد اخلاق و منش و رفتار شخصی و هم در بعد اخلاق و کنش و مدیریت جمعی قابل طرح و بررسی است. سالروز میلاد خجسته این شخصیت بی‌نظیر تاریخ بشریت بنا بر دو روایت اهل تسنن و تشیع و نامگذاری این بازه زمانی به «هفته وحدت» خود می‌تواند مجال مناسبی باشد برای پرداختن به سیره آن بزرگوار و تأسی به اخلاق و روش و منش او در ابعاد فردی و اجتماعی. آنچه در این میان می‌تواند حکم محور و مدار و اُسّ و اساس را پیدا کند، همان حقیقتی است که قرآن کریم بر آن تأکید می‌نماید یعنی چنگ زدن به ریسمان الهی و عدم تفرقه و تشتت[2]. پیامبر اکرم(ص) خود بهترین عامل به این کلام وحیانی بود و بیشترین دغدغه و نگرانی‌اش نیز دسته‌دسته شدن و پراکندگی امت پس از خود بود. اما دست‌های پیدا و پنهانی که حضور رسول خدا را مانعی برای پیشبرد مقاصد شوم خود می‌دانستند، پس از رحلت آن بزرگوار دست به کار شدند تا با کاشتن بذر تفرقه در میان امت اسلامی، ارمغان و رهاورد اسلام را که سعادت و نجات و رستگاری در دنیا و عقبی بود به باد دهند و آب رفته کفر و ظلم جاهلیت را به جوی بازگردانند. و از این رو بود که همه مصلحان و خیراندیشان مسلمان در طول تاریخ اسلام، تمام تلاش و همتشان صرف این شد که عوامل وحدت و یکپارچگی امت واحده را تقویت کنند و زمینه‌های ضعف و زبونی ناشی از پاره پاره شدن جهان اسلام را از بین ببرند. در دهه‌های اخیر بزرگانی همچون شیخ عبدالمجید سلیم، شیخ محمود شلتوت و محمد اقبال لاهوری در جهان تسنن و آیت‌الله بروجردی و امام خمینی(ره) در عالم تشیع سعی فراوان کردند تا دیوار دشمن‌ساخته کدورت و نقار را از میان مذاهب اسلامی بردارند و شکوه و عظمت از دست رفته را به جهان اسلام بازگردانند. اما افسوس و هزار افسوس که دشمنان قسم خورده اسلام با انواع حیله‌ها و ترفندها، از جمله تحریک احساسات و تعصبات مذهبی، پیوسته سعی در ناکام گذاشتن برنامه‌های وحدت‌آفرین و اصلاح‌طلبانه مصلحان اعم از شیعه و سنی داشته‌اند و شوربختانه باید اذعان کرد که جهل و تعصب خام، و عدم دوراندیشی و اصلی و فرعی کردن تضادها و اختلافات، زمینه مناسبی به دست دشمن داده تا نسبت به توفیق در اجرای برنامه‌ها و سیاست‌های تفرقه‌افکنانه خود امیدوار باشد. ناگفته پیداست رشد و گسترش فرقه‌های سلفی و تکفیری همچون طالبان و داعش که خطری بالفعل برای کلیت اسلام و نه مذهب خاصی به شمار می‌آیند، معلول عدم درک و شناخت درست نسبت به سیاست‌های پیچیده استکباری صهیونیستی در راستای تفرقه‌افکنی ولو در کسوت دلسوزی و جانبداری از حق، در هر دو طیف ماجراست. واقعیت این است که گاه مخالفان وحدت اسلامی، در اثر ناآگاهی یا القاء و تلقین بوق‌های تفرقه‌افکن خارجی، وحدت را مانع بروز و ظهور حقایق و باعث زوال مذاهب و فرق مختلف تلقی می‌کنند و با توسل به این مستمسک، ناخواسته آب به آسیاب دشمن می‌ریزند و حال آنکه به تعبیر زنده‌یاد دکتر علی شریعتی: «وحدت شیعه و سنی آری، وحدت تشیع و تسنن نه» و به تعبیر استاد شهید مطهری «وحدت اسلامی متوقف بر این نیست که فرق و مذاهب از میان برود»[3]  و «طرفداری از وحدت اسلامی ایجاب نمی‌کند که حقایق کتمان شود. آنچه ایجاب می‌کند، اولاً توحید صفوف در برابر دشمن است و ثانیاً حفظ زبان از دشنام است»[4]. پس روشن است که وقتی بزرگان شیعه و سنی دم از وحدت می‌زنند مقصودشان این نیست که یک طرف دست از عقاید کلامی، فقهی و… خود بردارد و عقاید طرف دیگر را دربست بپذیرد؛ هرگز، بلکه منظور این است که طرفین با حفظ عقاید و معارف خویش، به عقاید و مقدسات یکدیگر احترام بگذارند و در برابر دشمن واحد، محکم و استوار بایستند و از کلیت اسلام و قرآن دفاع نمایند. طبیعی است بیان پاره‌ای وقایع تاریخی که احساسات مذهبی یک طرف را بر ضد طرف دیگر تحریک و در نتیجه تنور اختلافات مذهبی را داغ می‌کند و به پیشبرد سیاست‌های دشمنان اسلام ـ اعم از شیعه و سنی ـ مدد می‌رساند، برخلاف منطق صواب و حکم عقل سلیم است و باید جداً از آن پرهیز نمود.

پی‌نوشت‌ها

 

[1] . احزاب / 21 : لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر و ذکر الله کثیراً.

[2] . آل عمران / 103 : و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا.

[3] . حج، ص 11.

[4] . یادداشت‌های استاد مطهری، ج 6 / ص 396.

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟

 هر نهضت و جنبشی در بستر جریان اصیل خود ابتدا از حرکت و سیلان و جوشش برخوردار است، اما به تدریج در اثر غفلت و سهل‌انگاری صاحبان و نگاهبانان آن، از پویایی و بالندگی‌اش کاسته می‌شود و اگر هوشیاری و فراست لازم برای مبارزه با موانع حرکت پر تپش آن وجود نداشته باشد، چه بسا به ضد خود تبدیل شده و از محتوا و مضمون نخستین تهی گردد. این پدیده اجتماعی ـ که از آن می‌توان به تبدیل حرکت به بنیاد نام برد ـ برای هر نهضت و انقلابی قابل تصور و پیش‌بینی است، چنان که انقلاب صدر اسلام نیز با همه اصالت و عظمتش از این پدیده شوم مصون نماند و بر اثر حاکمیت دشمنان دین که تغییر چهره داده و ردای دیانت و تقدس به تن کرده بودند، اسلام حاکم به تعبیر امام علی(ع) مانند پوستین وارونه، هول‌انگیز و وحشتناک جلوه‌گر شد (و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوباً)[1].  و اگر نبود قیام خونین سیدالشهداء(ع) و نهضت احیاگر عاشورا، بی‌تردید از اسلام چیزی جز اسم باقی نمی‌ماند و سخن یاوه یزید که گفت: «لا خبر جاء و لا وحی نزل» (نه حدیث و خبری از جانب پیامبر رسیده و نه وحیی از سوی خدا نازل شده) در ذهن و ضمیر مردم فریب‌خورده به باور و یقین تبدیل می‌گردید، همچنان که مردم شام در اثر تبلیغات سوء دستگاه اموی وقتی خبر ضربت‌خوردن امیرالمؤمنین(ع) را در محراب مسجد شنیدند، در شگفت شدند که علی در مسجد چه می‌کرده است؟!

انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست و از همین روست که پیوسته باید حرکت این انقلاب در مقاطع گوناگون دیده‌بانی و رصد شود و برای سنجش عیار خلوص آن، با معیارها و موازین تعریف شده و قبول عام یافته به مثابه اصول موضوعه، محک خورد.

استاد شهید آیت‌الله مطهری در کتاب «نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر»، آفت‌زدایی از نهضت‌ها را وظیفه رهبران دانسته و معتقد است که «اگر رهبری یک نهضت به آفت‌ها توجه نداشته باشد یا در آفت‌زدایی سهل‌انگاری نماید قطعاً آن نهضت، عقیم یا تبدیل به ضد خود خواهد شد و اثر معکوس خواهد بخشید»[2]. استاد مطهری در ادامه، شش آفت را برمی‌شمرد که از جمله آن‌ها نفوذ اندیشه‌های بیگانه، تجددگرایی افراطی و رخنه فرصت‌طلبان است. ایشان در تبیین و تشریح «رخنه فرصت‌طلبان» به این نکته اشاره می‌کند که پس از طی مراحل دشوار نهضت که قرین شهامت و از خودگذشتگی و از دست دادن جان و مال است، به تدریج سروکله افراد فرصت‌طلب برای چیدن میوه‌های رسیده و جمع‌آوری غنائم ناشی از فداکاری انقلابیون اولیه پیدا می‌شود. استاد می‌گوید: «روز به روز که از دشواری‌ها کاسته می‌شود و موعد چیدن ثمر نزدیکتر می‌گردد، فرصت‌طلبان محکم‌تر و پرشورتر پای علَم نهضت سینه می‌زنند تا آنجا که تدریجاً انقلابیون مؤمن و فداکاران اولیه را از میدان بدر می‌کنند»[3]. انقلاب مشروطه، نمونه شاخصی در تاریخ صد ساله اخیر ایران است که استاد شهید به عنوان شاهد مثال بدان اشاره می‌کنند؛ انقلابی که آن را فرصت‌طلبان مصادره به مطلوب کرده‌اند و قهرمانان آزادی‌خواهی همچون سردار ملی‌ها و سالار ملی‌ها را به کنج انزوا و فراموشی کشاندند و در نتیجه «فلان الدوله‌ها که تا دیروز زیر پرچم استبداد با انقلابیون می‌جنگیدند و طناب به گردن مشروطه‌چیان می‌انداختند، به مقام صدارت عظمی رسیدند»[4].

پس یکی از معیارهای انحراف هر انقلاب و نهضتی از مسیر اصلی خود، منزوی گردیدن و به فراموشی سپرده شدن عناصر اصلی نهضت و کسانی است که در راه پیروزی انقلاب انواع سختی‌ها و ناملایمات را تحمل کرده‌اند، جان خود را در طبق اخلاص نهاده‌اند تا یوغ اسارت و بردگی را از دست و پای مردم بازکنند و از آبرو و حیثیت خود مایه گذاشته‌اند تا استقلال و آزادی را برای ملت ستمدیده به ارمغان آورند. به قول حضرت حافظ:

نقـــدهــــا را بـود آیـا که عیــــاری گیــرند               تا همه صومعه‌داران پی کاری گیرند

مصلحت دید من آن است که یاران همه کار               بگذارند و خم طرّه یــاری گیـــــرند

 

پی‌نوشت‌ها

[1] . نهج‌البلاغه، خطبه 106.

[2] . نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص 91.

[3] . همان،‌ص 97.

[4] . همان.

Set your categories menu in Theme Settings -> Header -> Menu -> Mobile menu (categories)
سبد خرید

ورود

حساب کاربری ندارید؟