بلاگ

استاد مطهری: اصلاح اخلاق نیروی محبت می‌خواهد.

استاد شهید مطهری از تاثیر مهم محبت و عشق ورزیدن به دیگران می گویند.

تأثیر نیروی محبت و ارادت در زایل کردن رذایل اخلاقی از دل، از قبیل تأثیر مواد شیمیایی بر روی فلزات است. مثلًا یک کلیشه ساز با تیزاب اطراف حروف را از بین می‌برد نه با ناخن و یا سر چاقو و یا چیزی از این قبیل. اما تأثیر نیروی عقل در اصلاح مفاسد اخلاقی مانند کار کسی است که بخواهد ذرّات آهن را از خاک با دست جدا کند. چقدر رنج و زحمت دارد؟! اگر یک آهنربای قوی در دست داشته باشد ممکن است با یک گردش همه آنها را جدا کند. نیروی ارادت و محبت مانند آهنربا صفات رذیله را جمع می‌کند و دور می‌ریزد. به عقیده اهل عرفان، محبت و ارادت پاکان و کمَّلین {اولیاء} همچون دستگاه خودکاری، خودبه خود رذایل را جمع می‌کند و بیرون می‌ریزد. حالت مجذوبیت اگر بجا بیفتد از بهترین حالات است و این است که تصفیه‌گر و نبوغ بخش است.

آری آنان که این راه را رفته‌اند، اصلاح اخلاق را از نیروی محبت می‌خواهند و به قدرت عشق و ارادت تکیه می‌کنند. تجربه نشان داده است که آن اندازه که مصاحبت نیکان و ارادت و محبت آنان در روح مؤثر افتاده است، خواندن صدها جلد کتاب اخلاقی مؤثر نبوده است.

منبع: کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام، ص 69

 


معرفی کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام

این کتاب مجموعه‌اى است از چهار سخنرانى استاد شهید مطهرى که در حسینیه ارشاد ایراد شده است و مشتمل است بر یک مقدمه و دو بخش.  در مقدمه کلیاتى درباره جذب و دفع به طور عموم و جاذبه و دافعه انسان‌ها به طور خصوص بحث شده است.

در بخش اول ضمن اشاره به نقش مثبت عشق و محبت در سازندگى فرد و اجتماع و بیان نمونه‌هایى از تأثیر این عامل سازنده در تاریخ اسلام، جاذبه على(ع) ـ که همواره دل‌هایى را به سوى خود کشیده و مى‌کشد ـ و فلسفه آن و فایده و اثر آن مورد بحث قرار گرفته است.

در بخش دوم، دافعه نیرومند آن حضرت که چگونه عناصرى را به سختى طرد مى‌کرد و دور مى‌انداخت، توضیح و تشریح شده است. در این بخش ریشه پیدایش خوارج، عقاید انحرافى آن‌ها و نیز چگونگى انقراض این فرقه بیان شده است. در پایان کتاب ثابت گردیده که على(ع) شخصیتی دو نیرویى بوده است و هرکس که بخواهد در مکتب او پرورش یابد و مطابق الگوى اسلام علوى تربیت گردد، باید دونیرویى باشد، یعنى هم جاذبه داشته باشد و هم دافعه.

 


سفارش کتاب از انتشارات صدرا ( مرکز نشر آثار استاد مطهری)

 

 

 


معرفی استاد شهید مرتضی مطهری:

استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود.در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت‌الله بروجردى (در فقه و اصول) و امام خمینی رحمه الله (به مدت دوازده سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمّد حسین طباطبایی (در فلسفه: الهیات شفاى بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت‌الله بروجردى به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد مى‌رفته و از محضر ایشان استفاده مى‌كرده است.

استاد مطهرى مدتى نیز از محضر مرحوم آیت‌الله حاج میرزا على‌آقا شیرازى در اخلاق و عرفان بهره‌هاى معنوى فراوان برده است. از اساتید دیگر ایشان می توان از مرحوم آیت‌الله سیدمحمّد حجت (در اصول) و مرحوم آیت‌الله سیدمحمّد محقق داماد (در فقه) نام برد. وى در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعى و سیاسى نیز مشاركت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است.

در سال ۱۳۳۱ در حالى كه از مدرّسین معروف و از امیدهاى آینده حوزه به شمار مى‌رفت به تهران مهاجرت مى‌كند. در تهران به تدریس در مدرسه مروى و تألیف و سخنرانیهاى تحقیقى مى‌پردازد. در سال ۱۳۳۴ اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامى دانشجویان توسط استاد مطهرى تشكیل مى‌گردد. در همان سال، تدریس خود در دانشكده الهیات و معارف اسلامى دانشگاه تهران را آغاز مى‌كند. در سالهاى ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ كه انجمن اسلامى پزشكان تشكیل مى‌شود استاد مطهرى از سخنرانان اصلى این انجمن است و در طول سالهاى ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصر به فرد این انجمن مى‌باشد كه بحث هاى مهمى از ایشان به یادگار مانده است.

از سال ۱۳۴۱ كه نهضت امام خمینى آغاز مى‌شود استاد مطهرى به طور فعال در كنار امام بوده است به طورى كه مى‌توان سازماندهى قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگى آن با رهبرى امام را مرهون تلاشهاى او و یارانش دانست. در ساعت ۱ بعد از نیمه‌شب روز چهارشنبه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به دنبال یک سخنرانى مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانى منتقل مى‌شود و به همراه تعدادى از روحانیون تهران زندانى مى‌گردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علماى شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد مى‌شود.

بعد از تشكیل هیئت هاى مؤتلفه اسلامى، استاد مطهرى از سوى امام خمینى همراه چند تن دیگر از شخصیتهاى روحانى عهده‌دار رهبرى این هیئت ها مى‌گردد. پس از ترور حسنعلى منصور نخست‌وزیر وقت توسط شهید محمّد بخارایى ـ كه در كلاسهاى درس استاد شركت فعال داشت ـ كادر رهبرى هیئت هاى مؤتلفه شناسایى و دستگیر مى‌شود ولى از آنجا كه قاضى این پرونده مدتى در قم نزد استاد تحصیل كرده بود به ایشان پیغام مى‌فرستد كه حق استادى را بجا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلكه جان سالم بدر مى‌برد.

از مهمترین خدمات استاد مطهرى در طول حیات پربركتش ارائه ایدئولوژى اصیل اسلامى از طریق درس و سخنرانى و تألیف كتاب است. این امر خصوصاً در سال هاى ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ به خاطر افزایش تبلیغات گروه هاى چپ و پدید آمدن گروه هاى مسلمان چپ‌زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود مى‌رسد. گذشته از امام خمینى، استاد مطهرى اولین شخصیتى است كه به خطر سران سازمان موسوم به «مجاهدین خلق ایران» پى برد و دیگران را از همكارى با این سازمان بازداشت و حتى تغییر ایدئولوژى آنها را پیش‌بینى نمود. در این سال ها استاد شهید به توصیه امام(ره) مبنى بر تدریس در حوزه علمیه قم هفته‌اى دو روز به قم عزیمت كرده و درس هاى مهمى در آن حوزه القا مى‌نماید، و همزمان در تهران نیز درسهایى در منزل و غیره تدریس مى‌كند.

در سال ۱۳۵۵ به دنبال یک درگیرى با یک استاد كمونیست دانشكده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مى‌شود. همچنین در این سال ها استاد مطهرى با همكارى تنى چند از شخصیت هاى روحانى، «جامعه روحانیت مبارز تهران» را بنیان مى‌گذارد بدان امید كه روحانیت شهرستان ها نیز به تدریج چنین سازمانى پیدا كند.

هنگام بازگشت امام خمینى به ایران، استاد مطهرى مسئولیت «كمیته استقبال از امام» را شخصاً به عهده مى‌گیرد و تا پیروزى انقلاب اسلامى و پس از آن همواره در كنار رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامى و مشاورى دلسوز و مورد اعتماد براى ایشان بود، تا اینكه در ساعت ۲۲ و ۲۰ دقیقه سه‌شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در تاریكى شب و در حالى كه از یكى از جلسات فكرى سیاسى بیرون آمده بود با گلوله گروه نادان و جنایتكار فرقان كه به مغزش اصابت نمود به شهادت مى‌رسد و امام و امت اسلام در حالى كه امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمى عظیم فرو مى‌روند. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهّرش.

بازگشت به فهرست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.